به نام خدا
بدینوسیله اعلام میگردد انتخابات شورای مرکزی کانون های فرهنگی در سال تحصیلی 89-1388 در روز چهارشنبه 20/8/88 از ساعت 10 الی 15 در سالن آموزش برگزار گردید.
پس از پایان زمان انتخابات شمارش آراء انجام شد که نتایج زیر بدست آمد:
از مجموع 99 رای ماخوذه کانون شعر و ادب 3 رای باطله اعلام گردید و مابقی شمارش شد که بر اساس آن:
1- صفا کیماسی 57 رای
2- سید قاسم رشیدا 53 رای
3- نیلوفر ناصری 50 رای
4- ایلقار دادگستری 46 رای
5- زهره چمن گشت 33 رای
بعنوان اعضای اصلی و:
6- حمیده سروری 14 رای
7- آرزو اسماعیلی 14 رای
بعنوان اعضای علی البدل انتخاب شدند.
زمین به ریگی، عشق به ریگی، نگاه به ریگی بود،
میان انگشتانت، در بزم خاک نا آشنای زندگی.
خاک باران خورده ای زیر فشار دندان هایم ،
با صدایی که دنده هایم را شکست و
باران شست.
چشمک آسمان هم بر دشت روبرویم، صفی از سنگلاخ و مرداب بود،
که زیباییش را دوچندان کرد
و تو را به مادر لبخند می زدم، که پشت سرم ایستاده بود.
و هنوز پس از گذشت 20 سال، شادمان دست تکان می داد.
مادر بخند، از دور که می خندم، صدای لبهایت را می شنوم.
در به در درهای بسته به پشت سرم و در های بازم که رو به رویم.
بخند از دور مادر، بخند از دور، صدای پلک های شانه ات آرام می کند کودک کبود خونین را.
دور است دست هایت از کودک، دور است گردش مکرر لبهایت ، سخت است چنین گاه قاه کردن درهایی در باد خانه ات.
مادر بخند که دستانم در زهدان سگ گیر کرده است،
پنجه ی شیر در دستم ، با زرافه ها عشق می بازم و با ناخن های عقاب، اشک از چهره می ربایم.
مادر بخند،
خنده ات شاد می کند نوزاده های سگ شیر را
که لجاجت، پیشه ی سنگ کرده اند و
اسکلت های پدر را به دندان می کشند.
لبخند مرهم تجمع جانوران حلول!
که تک چشم خفاشی پیر در انتظار صدای لب های توست!
مادر بخند، نطفه بسته ام بین جفتی عقیق خرد و به جای کودک دودمانی بر داد داده ام، سوار بر اسبی که در رقص تنگ، بر بالا بلند قلعه ای ، صفی از سربازانت را از دست داده ام و به تنهایی بر فراز تپه ای ایستاده ام که با داسی به دو نیم گشته ای!
مادر طرح خنده ات را در سوگ بازگشت باد بازتابی است، که طاق گوش سپردن به ضجه های این نوزاد را ندارد.
بخوان مادر،
زندگی به دو نیم گشته ای!
مهر خون دیدی اگر،
خوش باش.
که سند زده ام، به سبابه ی مهر انگشتت، دستت...
آخ دستت،
دستانت...
باز کن مادر، بخوان، کلاف دود به هم پیچیده ات را
و بازی کن با چشمانم;
که میخ خورده است به گردش گردنم با لبانت
که من را بسته ای چشمانم که نمی شنوی،
که نمی شنوند، نمک پاشیده بر قضای کهنه ی تنها در خانه ام.
بکوب بر در مادر،
با مشت،
روز و شب که هیچ، سرد و گرم هم خوابم،
بسته ام در، که من را، راه نمی دهم;
و من من می کنم
میانه های بوی موهایم،
که می کنم ، ول می کنم در هوا
می چرخم
میان این دفتر...
بخوان مادر، سگ راز ندارد!
ورق بزن، برگ، سر برگ که هیچ،
سال هم ندارد!
سال هم ندارد ساعت، حال ندارد، در رو...
که عشق، بی من و مایی، نمی مانم به کناری،
کناره گیری می کنی، می کنم;
از خبط دست و پوست در تخت
که از هر طرف که می خوانم
تخت نیست.
بزن عزیزکم،
بخند مادر،
بزن!
این درخت صمغ ندارم.
ایلقار دادگستری
جلسات هفتگی کانون در این ترم از تاریخ ۲۹/۷/۸۸ آغاز گردید.
در جلسه ی اول ۲۹ نفر از اعضا حضور داشتند که پس از خوانش شعری از حافظ جلسه آغاز و با صحبت های دبیر کانون پیرامون نحوه ی فعالیت های کانون در گذشته و آینده ادامه یافت. اعضا نیز به بیان انتقادات و پیشنهادات خود پرداخته و در مورد مسائلی بحث شد.
در پایان جلسه خانم کیماسی و آقای فانی به خوانش آثار خود پرداختند.
در آخر جلسه مشخص کردید از جلسات آینده اعضا برای خوانش آثار خود را حداکثر تا ظهر دوشنبه به شورای مرکزی تحویل دهند تا بصورت تایپ شده آماده گردد.
جلسه ی دوم کانون نیز در تاریخ ۶/۸/۸۸ با حضور ۲۵ نفر از اعضا تشکیل شد.
در این جلسه آقایان ایلقار دادگستری ، پوریا رنجبر و مرتضی فلاح زاده آثار خود را خوانش نموده و اعضا به بیان نظرات خود پیرامون این آثار پرداختند.
در پست بعدی این آثار قرار داده شده است.
به نام خالق زیبایی ها
قابل توجه دانشجویان ورودی 87 ، 86 و حتی 85 ...!
سلام
حالا که 84 ای های دانشگاه که یه جورایی خوب کار فرهنگی میکردند فارغ التحصیل شده اند نوبت به شما رسیده که بیاین و خودی نشون بدید...شورای مرکزی کانون های فرهنگی منتظر حضور فعالانه ی شماست.
در صورت داشتن تمایل و برخورداری شرایط زیر میتوانید برای ثبت نام در انتخابات شوراهای مرکزی کانون های فرهنگی شعر و ادب ، موسیقی و عکس و فیلم به امور دانشجویی دانشگاه مراجعه نمایید.
شرایط تبت نام در انتخابات شوراهای مرکزی:
1- حداقل 14 واحد درسی گذرانده باشد.
2- دو ترم متوالی یا سه ترم غیر متوالی مشروط نشده باشد.
3- رای منجر به حکم در کمیته ی انضباطی نداشته باشد.
زمان ثبت نام: یک شنبه 3/8/88 تا پنجشنبه 7/8/88
در ضمن انتخابات روز چهارشنبه 20/8/88 برگزار خواهد شد.
به نام خالق زیبایی ها
قابل توجه اعضای کانون شعر و ادب...جلسات هفتگی کانون هر هفته روزهای چهارشنبه از ساعت ۱۲ تا۱۳ در کلاس شماره ی ۱۲ برگزار میگردد.
شورای مرکزی کانون
به نام خالق زیبایی ها
هم دانشگاهی عزیز سلام
تا حالا به ابن موضوع فکر کردی که توی دانشگاه در کنار درس خوندن و پاس کردن واحد ها میشه کارهای جانبی مثل کار فرهنگی هم کرد؟!
کانون های فرهنگی شعر و ادب ، موسیقی و عکس و فیلم از دانشجویان ورودی جدید و همه ی دانشجویانی که تاحالا عضو این کانون ها نشده اند ثبت نام می نماید.
در صورت داشتن علاقه به حضور و فعالیت در این کانون ها میتوانید از روز دوشنبه 27/7/88 تا چهارشنبه 29/7/88 به مسئولین نام نویسی که در سالن آموزش حضور دارند مراجعه نمایید.
درد در سینه ام می میرد،
قلبم را تف می کنم
بغضی نیست،
آهی نیست .
خسته شدم
می خوابم .
محمد فانی
باید بود باید گفت
باید گفت از بودن ها و سرودن ها
باید گفت که زندگی کرده ام ، که خود را در زندگی یافته ام.
من از شهر فراموشی ها می آیم
از امیدها وباورهای به گل نشسته
از ستاره های به خاموشی نشسته
کلامم چشمه ایست
که نقطه ی جوشش خود را گم کرده ،
نگاهم در ظلمت فرو رفته
وشعرم در تاریکی چسبناک شب
و به دنبال روزنی تا خود را دوباره بازیابد.
فریاد می کشم
فریاد می کشم که من کیستم !؟
من کیستم که اینچنین ملول از خویشتنم !
آه میکشم
که خود را گم کرده ام در میان برگ های دفترم
در میان شعر ها و غز ل ها .
ترسان اما امیدوا ر
به صدای خشک برگ های پاییزی
که از دور مرا می خوانند ...
زهره چمن گشت
باز از واگن های تنهایی ام ، نخ قطار شوق ساخته ام !
تا از روزن سوزن فاصله ها عبور کرده
ابزار برای کوک های راوی سازم،
آنها قصه ی من بر دامن هزار تکه ی رازهایتان می دوزند،
راز من شود چون مسافری که کنج واگن و قطار و فاصله ،
قصه هایش را مچاله چون یک کوک می کند ،
نشسته بر ابریشم هزار تکه ...
مینا رضایی
بگذار بگذریم
ساده
از تمام خاطره هایی که تکرار نمی شوند
از تمام نبایدهایی که افتاده اند بر مسیر بودنمان
حالا که چشم های سیاهت شعر نمی شوند
و این دفتر که چند قرن است سفید مانده
منتظر کدام شبیخون عاشقی ؟
چند قرن است که حادثه ی هیچ نگاهی خوابی را نیا شفته
و هیچ قاصدی پیامی نرسانده است
ساده که بگذریم
مجال گلایه ای هم نمی ماند
و نه اشکی هم
حالا که حجم دست هایمان را هیچ پر کرده
حجم دلهایمان چه اهمیت دارد
بگذار فاصله ها کارشان را بکنند
چیزی نمی شود
فقط کمی داغ تنهاییمان تازه می شود
صفا کیماسی
کلمات را بیخیال
جمله میسازم...جمله
در سینما بود که فیلم شدیم
پرواز کردیم
خندیدیم و خندیدند...
محمد فاني
سه شنبه ي اين هفته اولين جلسه ي شوراي مركزي كانون تشكيل شد و روزهاي دوشنبه ي هرهفته بعنوان روز جلسات هفتگي تعيين شد.
اين جلسات در كلاس شماره ي 1 و ساعت 12 تا 13 برگزار ميگردد.
در ضمن هيئت تحريريه ي مجله ي رويش براي چاپ اولين شماره آغاز به كار نمود.
با اميد فعاليت هاي هر چه بهتر در ترم جاري...